هايكويي از كتاب « آشيانه خالي » - سروده ي حسن ملائي - انتشارات حكمت كلمه
تنها هفت روز بعد
همگی پژمرده
گل های همیشه بهار
هايكويي از حسن ملائي شاعر
از مجموعه هايكوي « آشيانه خالي »
اين كتاب را مي توانيد در اپليكيشن « طاقچه » مطالعه كنيد .
تنها هفت روز بعد
همگی پژمرده
گل های همیشه بهار
هايكويي از حسن ملائي شاعر
از مجموعه هايكوي « آشيانه خالي »
اين كتاب را مي توانيد در اپليكيشن « طاقچه » مطالعه كنيد .
همه رفته اند جشن
تنهام با کتاب و موسیقی
ضیافت بیکران
از مجموعه هايكوي « آشيانه خالي »
اين كتاب را مي توانيد در اپليكيشن « طاقچه » مطالعه كنيد .
پماد می مالم
بر گرده های پدر پیرم
هنوز از او می ترسم
از مجموعه هايكوي « آشيانه خالي »
اين كتاب را مي توانيد در اپليكيشن « طاقچه » مطالعه كنيد .
.jpg)
ایوان ایلیچ مردی است که تقریباً همهچیز را مطابق آنچه باید باشد ساخته است. شغل مناسب، مقام مناسب، خانهٔ مناسب، همسر مناسب، دوستان مناسب و رفتاری که از نظر جامعه پسندیده است. اما در میان این همه «مناسب بودن»، پرسش دشوار این است: چه چیزی واقعاً از آنِ خود اوست؟ ...
.jpg)
ایوان ایلیچ در آغاز بیماری خود هنوز با مرگ مواجه نشده است؛ او با تصور مرگ مواجه شده است. این دو یکی نیستند. تا زمانی که مرگ در وجود دیگری رخ میدهد، انسان میتواند آن را همچون حادثهای بیرونی بپذیرد؛ اما هنگامی که بیماری به بدن خود او راه مییابد، آن فاصلهٔ امن از میان میرود. آنچه پیشتر «مرگ» نام داشت، اکنون «مرگ من» شده است ...

البته منظور من ، متفکران و روانکاوانی است که مرگ، ترس از مرگ، آگاهی از فناپذیری و تأثیر اندیشهٔ مرگ بر رفتار انسان را جدی بررسی کردهاند، كه چند جریان اصلی داریم. بعضی مستقیماً روانکاو بودهاند و بعضی فیلسوف یا روانشناساند.
.jpg)
اگر «مرگ ایوان ایلیچ» را از زاویهٔ «سفر قهرمان» کمبل بخوانیم، نکتهٔ جالب این است که تولستوی الگوی کمبل را وارونه و درونی میکند: سفر ایوان ایلیچ نه سفری به جهان بیرون، بلکه سفری از زندگیِ دروغین به حقیقتِ مرگ و سپس رهایی است.
از نظر کمبل، قهرمان معمولاً سفری را آغاز میکند که سه مرحلهٔ کلی دارد:
جدایی - (Departure) تشرف (Initiation) - بازگشت (Return)

بيائيد پرسش نیچه را بر رمان ایوان ایلیچ بگذاریم
سؤال این است:
اگر به ایوان ایلیچ گفته میشد که باید همین زندگی را، دقیقاً به همین شکل، بینهایت بار دوباره زندگی کند، آیا میتوانست بگوید: «آری، همین را میخواهم»؟

نیچه مفهوم « بازگشت ابدیِ همان » را مطرح میکند و اتفاقاً یکی از مهمترین و در عین حال رازآلودترین ایدههای فلسفهاش است. خودش حتی در اینک انسان آن را «تصور بنیادی» چنین گفت زرتشت مینامد.
اما نکتهی مهم این است که «بازگشت ابدی» را نباید فقط به این جمله تقلیل داد که «همهچیز دوباره اتفاق میافتد.» معنای فلسفی آن عمیقتر است.