وبـنوش ( حسن ملائی شاعر )

شعر - ادبیات داستانی و نمایشنامه -  فلسفه - سینما - نقاشی - موسیقی

بررسي رمان «مرگ ایوان ایلیچ» از زاویهٔ «سفر قهرمان» کمبل

یکشنبه پنجم مهر ۱۴۰۵
حسن ملائی شاعر

اگر «مرگ ایوان ایلیچ» را از زاویهٔ «سفر قهرمان» کمبل بخوانیم، نکتهٔ جالب این است که تولستوی الگوی کمبل را وارونه و درونی می‌کند: سفر ایوان ایلیچ نه سفری به جهان بیرون، بلکه سفری از زندگیِ دروغین به حقیقتِ مرگ و سپس رهایی است.

مرحلهٔ کمبل

مرحله

«مرگ ایوان ایلیچ»

جدایی

۱. فراخوان ماجراجویی

بیماری؛ درد و بیماری حادثه‌ای است که ایوان را از زندگی عادی و «طبیعی»‌اش جدا می‌کند.

۲. امتناع از فراخوان

او ابتدا نمی‌پذیرد که بیماری جدی است و تلاش می‌کند زندگی سابقش را حفظ کند.

۳. یاری فراطبیعی

گراسیم؛ برخلاف پزشکان و خانواده، او با سادگی و شفقت با حقیقت مرگ مواجه می‌شود و به ایوان آرامش می‌دهد.

۴. عبور از آستانه

بیماری پیشرفت می‌کند و ایوان دیگر نمی‌تواند به جهان اجتماعی سابقش بازگردد.

۵. شکم نهنگ

انزوای بستر بیماری؛ جهان بیرونی تقریباً ناپدید می‌شود و ایوان در فضای ذهن و خاطرات خودش فرو می‌رود.

تشرف

۶. جادهٔ آزمون‌ها

درد، بی‌خوابی، پزشکان، تنهایی، ترس و پرسش دائمی: «نکند تمام زندگی‌ام اشتباه بوده؟»

۷. ملاقات با الهه

این مرحله در داستان به شکل سنتی وجود ندارد؛ اما محبت گراسیم نزدیک‌ترین معادل آن است: تجربه‌ای انسانی که در برابر سردی جهان ایوان قرار می‌گیرد.

۸. زن به‌مثابهٔ وسوسه‌گر

پراسكوویا و زندگی اجتماعی نمایندهٔ جهانی هستند که ایوان همچنان می‌خواهد به آن بازگردد؛ جهانی مبتنی بر ظاهر، موقعیت و مناسبات اجتماعی.

۹. کفاره با پدر

در معنای کمبلیِ کلاسیک، این مرحله مستقیماً وجود ندارد؛ ایوان به جای رویارویی با «پدر»، با حقیقتِ زندگی خودش روبه‌رو می‌شود.

۱۰. استحاله / Apotheosis

بینش نهایی: درمی‌یابد که زندگی‌ای که «درست» و شایسته می‌پنداشت، شاید اصلاً زندگی حقیقی نبوده است.

۱۱. موهبت نهایی

کشف حقیقت و امکان عشق/ترحم؛ در لحظات آخر، ایوان نسبت به پسرش و همسرش احساس دیگری پیدا می‌کند و از نفرت فاصله می‌گیرد.

بازگشت

۱۲. امتناع از بازگشت

اینجا الگو عمداً می‌شکند: ایوان نمی‌تواند به زندگی عادی بازگردد؛ چون مرگ در آستانهٔ اوست.

۱۳. گریز جادویی

معادل مستقیم ندارد؛ «گریز» ایوان نه از مرگ، بلکه از زندگی دروغین است.

۱۴. نجات از بیرون

نجات او جسمانی نیست؛ تحول درونی جای نجات بیرونی را می‌گیرد.

۱۵. عبور از آستانهٔ بازگشت

ایوان در آخرین لحظه از مرز زندگی و مرگ عبور می‌کند.

۱۶. ارباب دو جهان

به معنای کلاسیک کمبل وجود ندارد؛ اما ایوان برای لحظه‌ای حقیقت زندگی و مرگ را هم‌زمان می‌بیند.

۱۷. آزادی برای زیستن

وارونگی نهایی: آزادی ایوان در خودِ مرگ اتفاق می‌افتد؛ با پذیرش حقیقت، ترس از مرگ از میان می‌رود.

نکتهٔ اصلی

در این خوانش، ساختار داستان تقریباً چنین می‌شود:

زندگی کاذب → بیماری → انکار → رنج → پرسش → شناخت → شفقت → پذیرش مرگ → رهایی

و اینجاست که پیوند تولستوی و نیچه خیلی جالب می‌شود: اگر پرسش نیچه این باشد که «اگر مجبور بودی همین زندگی را ابدی زندگی کنی، آیا می‌توانستی آن را تأیید کنی؟»، داستان ایوان ایلیچ عملاً همین پرسش را در قالب مرگ مطرح می‌کند:

اگر زندگی‌ات را دوباره مرور کنی، آیا واقعاً زندگی کرده‌ای؟

بنابراین «مرگ ایوان ایلیچ» را می‌توان نوعی «سفر قهرمانِ معکوس» دانست: قهرمان به سرزمین ناشناخته‌ای سفر نمی‌کند؛ بلکه به درون زندگی خودش می‌رود و در پایان درمی‌یابد که تمام عمر در سرزمینی نادرست زندگی کرده است.

نخستین‌بار در سال ۱۹۴۹ منتشر شد. کمبل در این کتاب اسطوره‌ها و افسانه‌های فرهنگ‌های گوناگون را با یکدیگر مقایسه می‌کند و به الگویی مشترک در بسیاری از روایت‌های قهرمانانه می‌رسد که آن را «تک‌اسطوره» (Monomyth) می‌نامد.

از نظر کمبل، قهرمان معمولاً سفری را آغاز می‌کند که سه مرحلهٔ کلی دارد:

جدایی - (Departure) تشرف (Initiation) - بازگشت (Return)

قهرمان از جهان آشنای خود جدا می‌شود، وارد قلمروی ناشناخته می‌گردد، با آزمون‌ها و بحران‌هایی روبه‌رو می‌شود، به نوعی شناخت یا «موهبت» دست پیدا می‌کند و سرانجام ــ در شکل کامل الگو ــ به جهان نخستین بازمی‌گردد.

اهمیت کتاب فقط در ارائهٔ یک فرمول داستان‌نویسی نیست. کمبل این سفر را سفری روان‌شناختی و اسطوره‌ای نیز می‌داند: قهرمان در واقع با ترس‌ها، محدودیت‌ها و بخش‌های ناشناختهٔ وجود خودش مواجه می‌شود و پس از دگرگونی، دیگر همان انسان آغاز داستان نیست.

به همین دلیل، «قهرمان هزارچهره» هم کتابی دربارهٔ اسطوره‌هاست و هم مطالعه‌ای دربارهٔ ساختار تکرارشوندهٔ روایت‌های انسانی؛ از اسطوره‌های باستانی و داستان‌های مذهبی گرفته تا ادبیات و سینمای مدرن.

البته همهٔ داستان‌ها الزاماً تمام ۱۷ مرحله را ندارند.

بخش اصلی

مرحله

نام مرحله فارسی / انگلیسی

معنای ساده

۱. جدایی / Departure

۱

فراخوان ماجراجویی / Call to Adventure

قهرمان با مسئله، دعوت یا حادثه‌ای روبه‌رو می‌شود که او را از زندگی عادی بیرون می‌کشد.

۲

امتناع از فراخوان / Refusal of the Call

قهرمان در برابر این دعوت مقاومت می‌کند؛ از ترس، تردید یا وابستگی به زندگی قبلی.

۳

یاری فراطبیعی / Supernatural Aid

نیرویی راهنما، استاد، حامی یا ابزار ویژه به کمک قهرمان می‌آید.

۴

عبور از آستانهٔ نخست / Crossing the First Threshold

قهرمان جهان آشنا را ترک می‌کند و وارد قلمرو ناشناخته می‌شود.

۵

شکم نهنگ / Belly of the Whale

قهرمان به‌طور نمادین از زندگی قبلی «می‌میرد» و وارد مرحله‌ای عمیق‌تر از دگرگونی می‌شود.

۲. تشرف / Initiation

۶

جادهٔ آزمون‌ها / Road of Trials

قهرمان با مجموعه‌ای از موانع، دشمنان و آزمون‌ها روبه‌رو می‌شود.

۷

ملاقات با الهه / Meeting with the Goddess

تجربهٔ عشق، کمال، وحدت یا مواجهه با وجهی نجات‌بخش و آرمانی.

۸

زن به‌مثابهٔ وسوسه‌گر / Woman as the Temptress

قهرمان با وسوسه‌ای مواجه می‌شود که می‌تواند او را از مسیرش منحرف کند.

۹

کفاره با پدر / Atonement with the Father

قهرمان با قدرتی برتر ــ اغلب در قالب «پدر» ــ روبه‌رو می‌شود و باید ترس یا وابستگی خود را پشت سر بگذارد.

۱۰

تقدس / استحاله / Apotheosis

قهرمان به بینش یا آگاهی تازه‌ای دست پیدا می‌کند.

۱۱

موهبت نهایی / The Ultimate Boon

قهرمان به چیزی که برای آن سفر کرده بود دست می‌یابد؛ «گنج»، دانش، قدرت یا رهایی.

۳. بازگشت / Return

۱۲

امتناع از بازگشت / Refusal of the Return

قهرمان نمی‌خواهد یا نمی‌تواند به جهان قبلی بازگردد.

۱۳

گریز جادویی / The Magic Flight

قهرمان با موهبت خود از جهان ناشناخته فرار می‌کند و ممکن است تحت تعقیب قرار بگیرد.

۱۴

نجات از بیرون / Rescue from Without

نیرویی بیرونی به قهرمان کمک می‌کند تا بتواند بازگردد.

۱۵

عبور از آستانهٔ بازگشت / The Crossing of the Return Threshold

قهرمان دوباره وارد جهان عادی می‌شود، اما اکنون دیگر همان آدم سابق نیست.

۱۶

ارباب دو جهان / Master of the Two Worlds

قهرمان می‌تواند میان جهان عادی و تجربهٔ تازه‌ای که کسب کرده تعادل برقرار کند.

۱۷

آزادی برای زیستن / Freedom to Live

ترس و وابستگی گذشته برطرف شده و قهرمان می‌تواند آزادانه در اکنون زندگی کند.

ساختار کلی

Departure → Initiation → Return

جدایی → تشرف → بازگشت

و به ساده‌ترین شکل:

قهرمان از جهان آشنا خارج می‌شود - در جهان ناشناخته دگرگون می‌شود - با چیزی که به دست آورده بازمی‌گردد.