غزل (44) حافظ شیرازی - با فرمت نوشتار امروزی
با توجه به اینکه خیلی از ما ، با کتاب حافظ شیرازی ، فقط و فقط فال می گیریم و اشعارش را نمی خوانیم ( و یا به درستی نمی خوانیم ) با پرس و جو از تعدادی از دوستان متوجه شدم اشکال کار در این است که نمی دانند درسترین شکل خواندن حافظ چگونه است و نمی دانند که کجا بایستی مکث کنند و کجا بایستی به گونه ای بخوانند که مصرع اول به مصرع دوم وصل شود ، و یا اعراب درست کلمات چگونه است و غیره و غیره . لذا تصمیم گرفتم غزل های حافظ را - با رجوع به دکلمه ی آقایان : امیر نوری ، علی گرمارودی و منوچهر انور - و با فرمت جدیدی - که به فرمت نوشتاری امروزی اشعار نو ، شبیه است - ، بنویسم و اعراب گذاری کنم . به امید اینکه بر تعداد خوانندگان درست و حقیقی حافظ ، روز به روز اضافه گشته و درک بیشتری از حافظ شیرازی و اشعارش ، حاصل شود .
کُنون که برکفِ گُل ، جامِ باده ی صاف است ، به صد هزارزبان،
بلبلش در اوصاف است ، بخواه دفترِ اشعار وُ ، راه صحرا گير! ،
چه وقت مدرسه وُ ، بحثِ کشفِ کَشّاف است !؟
فقيه مدرسه ، دی مست بود وُ ، فتوی داد :
که مِی ، حرام ، ولی ، بِه زِ مالِ اوقاف است
به دُرد وُ صاف ، تو را حُکم نيست ، خُوش دَرَکش !
که هر چه ساقیِ ما کرد ،
عينِ الطاف است
بِبُر ز خلق وُ ، چو عَنقا ، قياسِ کار بگير!
که صيتِ گوشه نشينان ، زِ قاف ، تا قاف است
حديثِ مُدعيان وُ ، خيالِ همکاران ،
همان حکايت زَردوز وُ ، بوريا باف است
خموش حافظ وُ ! ، اين نکتههای چون زَر سُرخ ، نگاه دار ! ، که
قَلّابِ شهر ، صَراف است
