وبـنوش ( حسن ملائی شاعر )

شعر - ادبیات داستانی و نمایشنامه -  فلسفه - سینما - نقاشی - موسیقی

ده اصل اساسي كتاب « راه هنرمند » ( كتابي درباره ي نويسندگي )

یکشنبه یکم شهریور ۱۴۰۵
حسن ملائی ( شاعر )

کتاب «راه هنرمند» (The Artist’s Way) نوشته‌ی جولیا کامرون (Julia Cameron) است؛ کتابی که نخستین بار در سال ۱۹۹۲ منتشر شد و اساساً درباره‌ی باز کردن مسیر خلاقیت و غلبه بر موانع درونی هنرمند است، نه صرفاً آموزش تکنیک نویسندگی. خود کامرون هم تأکید می‌کند که این روش برای نویسنده، شاعر، نقاش، موسیقی‌دان و هر فرد خلاقی کاربرد دارد.

ترجمه‌ی فارسی «راه هنرمند» با ترجمه‌ی گیتی خوشدل هم منتشر شده است.

اگر بخواهم از میان مطالب کتاب، ۱۰ اصل اساسی و کاربردی آن برای یک نویسنده یا شاعر را بیرون بکشم، این‌ها مهم‌ترین‌ها هستند:

۱. هر انسانی یک نیروی خلاق دارد

کامرون نقطه‌ی شروع را این می‌گذارد که خلاقیت امتیاز عده‌ای نابغه نیست .

یعنی نباید بگویی:

«من استعداد نویسندگی ندارم.»

بلکه باید بگویی:

«باید راه دسترسی خودم به خلاقیت را پیدا کنم.»

۲. هر روز «صفحات صبحگاهی» بنویس

مشهورترین تکنیک کتاب همین است:

هر صبح سه صفحه دست‌نویس، بدون سانسور و بدون فکر کردن به خوب یا بد بودن نوشته.

می‌توانی از هر چیزی بنویسی:

«امروز حوصله ندارم.»

«از فلان آدم بدم می‌آید.»

«نمی‌دانم چه بنویسم.»

یک خاطره

یک تصویر

یک ایده

یک شعر ناقص

هدف تولید اثر ادبی نیست ؛ هدف خالی کردن ذهن و عبور از صدای سانسورگر درونی است. کامرون این را یکی از ابزارهای بنیادین روش خود می‌داند.

۳. هفته‌ای یک «قرار هنرمند» داشته باش

این یکی به نظرم برای تو، مخصوصاً به‌عنوان شاعر، خیلی مهم است.

هفته‌ای یک بار تنها کاری انجام بده که مواد خام تخیل تو را تغذیه کند:

مثلاً:

رفتن به یک کتاب‌فروشی

موزه

سینما

قدم زدن در محله‌ای ناآشنا

نشستن در کافه و مشاهده مردم

عکاسی از یک موضوع عجیب

گوش دادن جدی به یک آلبوم

رفتن به یک پارک و مشاهده حشرات و پرندگان

خواندن یک شاعر کاملاً متفاوت

قرار هنرمند الزاماً «کار هنری» نیست؛ تغذیه‌ی ذهن هنرمند است.

۴. منتقد درونی‌ات را بشناس، اما حرفش را باور نکن

یکی از دشمنان اصلی خلاقیت از نظر کامرون، همان صدای درونی است که می‌گوید:

«این شعر مزخرف است.»

«تو شاعر خوبی نیستی.»

«این ایده قبلاً نوشته شده.»

«این کار ارزش چاپ ندارد.»

نکته‌ی مهم این است که کامرون نمی‌گوید این صدا را نابود کن؛ می‌گوید آن را بشناس و اجازه نده فرماندهی کند.

۵. در مرحله‌ی خلق، قضاوت نکن

این اصل برای نویسندگی فوق‌العاده مهم است:

خلق کردن و ویرایش کردن دو مرحله‌ی متفاوت‌اند.

وقتی داری شعر یا داستان می‌نویسی، نباید هم‌زمان نقش منتقد، ویراستار و شاعر را بازی کنی.

اول:

تولید بعداً ارزیابی

نه:

تولید قضاوت حذف تولید قضاوت فلج شدن

۶. به «بازی» برگرد

کامرون معتقد است هنرمند باید دوباره توانایی بازی کردن و کنجکاوی را پیدا کند.

یعنی گاهی بدون اینکه قصد تولید شاهکار داشته باشی، بنویس:

اگر یک مگس عاشق یک مجسمه می‌شد چه اتفاقی می‌افتاد؟

یا:

اگر تهران از زبان یک صندلی روایت می‌شد؟

یا:

یک شعر فقط با اسم اشیا بنویس.

این تمرین‌ها ظاهراً بی‌فایده‌اند، اما ذهن را از وظیفه‌محوری بیرون می‌آورند.

۷. توجه کردن، بخشی از هنر است

این اصل را خیلی دوست دارم:

هنرمند کسی است که بیشتر می‌بیند.

کامرون در واقع هنرمند را به پرورش توجه دعوت می‌کند.

مثلاً یک شاعر معمولی ممکن است بگوید:

«باران می‌بارید.»

اما شاعرِ دقیق شاید متوجه شود:

آب باران از لبه‌ی پنجره پایین می‌آمد و هر قطره قبل از افتادن، چند ثانیه به چراغ خیابان آویزان می‌ماند.

مواد اولیه‌ی شعر در توجه کردن پیدا می‌شوند.

۸. از مقایسه با دیگران دست بکش

مقایسه‌ی خودت با شاعران بزرگ می‌تواند خلاقیت را فلج کند.

مثلاً:

«من هیچ‌وقت مثل شاملو نمی‌نویسم.»

اصلاً قرار نیست بنویسی.

مسئله این است که صدای خودت را پیدا کنی.

کامرون بر بازیابی هویت خلاق فرد تأکید زیادی دارد؛ برنامه‌ی کتاب هم از «بازیابی حس امنیت» و سپس «بازیابی هویت» شروع می‌شود.

۹. الهام را منتظر نمان؛ با کار کردن پیدایش کن

این یکی از مهم‌ترین پیام‌های عملی کتاب است:

الهام اغلب نتیجه‌ی کار است، نه پیش‌شرط آن.

یعنی نگویی:

«وقتی حال شعر گفتن آمد، می‌نویسم.»

بنویس؛ حتی اگر امروز چیزی برای گفتن نداری.

گاهی نوشتن، حال نوشتن را ایجاد می‌کند.

۱۰. خلاقیت را تبدیل به «شیوه‌ی زندگی» کن، نه پروژه

مي توان گفت : شاید مهم‌ترین اصل کل کتاب همین باشد كه اين كتاب نمی‌گوید: «چطور یک کتاب بنویسیم؟» بلکه می‌پرسد: چطور انسانی باشیم که دائماً در تماس با نیروی خلاق خودش زندگی می‌کند؟

به همین دلیل کامرون چهار ابزار اصلی را در کنار هم قرار می‌دهد:

صفحات صبحگاهی،

قرار هنرمند،

پیاده‌روی و نوشتن برای راهنمایی

هدایت درونی.