درباره ي فيلم 303 و پيشنهاد ديدن اين فيلم

داستان فیلم چیست؟
داستان از برلین شروع میشود.
ژول (Jule)، دختر ۲۴ ساله و دانشجوی زیستشناسی، هم در امتحانش شکست خورده و هم متوجه شده که ناخواسته باردار است. مادرش اصرار دارد که سقط جنین کند، اما ژول خودش هنوز مطمئن نیست و میخواهد شخصاً به پرتغال برود و با دوستپسرش الکس درباره آینده این بچه تصمیم بگیرد. برای همین سوار ون قدیمی Mercedes 303 متعلق به برادر درگذشتهاش میشود و راهی جنوب اروپا میشود.

در همین مسیر، یان (Jan) را سوار میکند؛ جوانی دانشجوی علوم سیاسی که قصد دارد به اسپانیا برود تا پدر بیولوژیکیاش را که هرگز ندیده پیدا کند.
نکته جالب اینجاست که این دو نفر از همان ابتدا تقریباً درباره همهچیز با هم اختلاف نظر دارند:
- آیا انسان ذاتاً خودخواه است یا همکار و اجتماعی؟
- آیا سرمایهداری انسان را تغییر داده؟
- عشق چیست؟
- آیا تکهمسری با طبیعت انسان سازگار است؟
- آیا آدم میتواند انتخاب کند عاشق چه کسی شود؟
- رابطه زن و مرد چگونه شکل میگیرد؟
- حتی موضوع مرگ و خودکشی هم بینشان مطرح میشود.
اتفاقاً بحث خودکشی برای ژول بسیار حساس است، چون برادرش خودکشی کرده و ون هم متعلق به اوست. به همین دلیل در ابتدای سفر با یان درگیر میشود و او را از ون پیاده میکند. اما بهطور اتفاقی دوباره یکدیگر را میبینند و این بار یان در موقعیتی قرار میگیرد که از ژول در برابر مزاحمت یک مرد دفاع میکند. بعد از آن رابطهشان تغییر میکند و یان دوباره وارد ون میشود.

و اصل جذابیت فیلم از اینجا شروع میشود
در ابتدا قرار است یان فقط تا کلن همراه ژول باشد؛ اما سفر کمکم طولانیتر میشود:
آلمان → بلژیک → فرانسه → اسپانیا → پرتغال
آنها در طول مسیر غذا درست میکنند، کنار جاده میخوابند، شنا میکنند، به ساحل اقیانوس اطلس میروند و مهمتر از همه، حرف میزنند... خیلی زیاد.
در واقع فیلم بیشتر از اینکه درباره «اتفاقات» باشد، درباره دو آدم است که در یک فضای کوچک، در طول یک سفر طولانی، کمکم جهان فکری و عاطفی یکدیگر را کشف میکنند.
و اتفاقی که از ابتدا تقریباً قابل پیشبینی است، بهتدریج رخ میدهد:
ژول و یان عاشق یکدیگر میشوند.
اما مسئله اینجاست که ژول هنوز دوستپسر دارد و باردار است و برای همین رابطه آنها اصلاً یک عاشقانه ساده و معمولی نیست.
پایان فیلم
اگر بخواهم پایان را هم بگویم، اسپویل کامل میشود
اما پيشنهاد مي كنم اين فيلم را ببينيد .
