غزل ( 35 ) حافظ شیرازی - با فرمت نوشتار امروزی
با توجه به اینکه خیلی از ما ، با کتاب حافظ شیرازی ، فقط و فقط فال می گیریم و اشعارش را نمی خوانیم ( و یا به درستی نمی خوانیم ) با پرس و جو از تعدادی از دوستان متوجه شدم اشکال کار در این است که نمی دانند درسترین شکل خواندن حافظ چگونه است و نمی دانند که کجا بایستی مکث کنند و کجا بایستی به گونه ای بخوانند که مصرع اول به مصرع دوم وصل شود ، و یا اعراب درست کلمات چگونه است و غیره و غیره . لذا تصمیم گرفتم غزل های حافظ را - با رجوع به دکلمه ی آقایان : امیر نوری ، علی گرمارودی و منوچهر انور - و با فرمت جدیدی - که به فرمت نوشتاری امروزی اشعار نو ، شبیه است - ، بنویسم و اعراب گذاری کنم . به امید اینکه بر تعداد خوانندگان درست و حقیقی حافظ ، روز به روز اضافه گشته و درک بیشتری از حافظ شیرازی و اشعارش ، حاصل شود .
بُرو ، به کارِ خود اِی واعِظ !
اين چه فريادست ؟!،
مرا فُتادْ دِلْ از رَه ،
تو را چه اُفتادَست؟!
ميانِ او ، که خدا آفريده است ، از هيچ
دقيقهايست ، که هيچ آفريده ، نَگْشادَست
به کام ، تا نَرَساند مرا لبش ، چون نای
نصيحتِ همهْ عالم ، به گوش من ، بادَست
گدایِ کوی تو ، از هشت خُلدْ ، مُستغنيست
اسيرِ عشقِ تو ، از هر دو عالم آزادَست
اگر چه مستیِ عشقم ، خراب کرد ،
ولی ، اساسِ هستیِ من ، زآن خرابْ ، آبادَست
دلا ! منال ، ز بيداد وُ جورِ يار ،
که يار، تو را نصيب همين کرد وُ ، اين ، از آن دادَست
بُرو ، فَسانه مَخوان وُ فسون مَدم ، حافظ !
کز اين فسانه وُ افسون ،
مرا بَسی يادَست