خلاصه و چکیده ای درباره پدیدارشناسی
مسائل انسانی مثل غم - امید - عشق - اضطراب - درماندگی - ... و همه ی چیزهایی که ما فکر می کنیم عادی است اما در پدیدارشناسی مهم است :
- پدیدارشناسی عشق به چه صورت است ؟
- پدیدارشناسی امید به چه صورت است ؟
4- پس اینکه حالات انسانی چگونه است ، یکی از مباحث پدیدارشناسی است .
5- اما آنچه در پدیدارشناسی مهم است ، الگوی تفکر است . در پدیدارشناسی به جای اینکه به مسائل به مثابه یک فیلسوف نگاه کنیم ، بیائیم و از آنها به مثابه یک انسان نگاه کنیم .
6- پدیدارشناسی یک نوع گذر از طبیعت به فلسفه است . یعنی برای پدیدارشناسی آنچه که اهمیت دارد خود مقوله ی طبیعت است ، ذات پدیدارشناسی این جمله است :
روی آورندگی به جهان و اهداء جهان به من
یعنی ما به جهان روی می آوریم و این جهان دارد به ما اهداء می شود یعنی یک رابطه ی مقیس بودن دارد مطرح می شود .
7- در پیددارشناسی آگاهی ما از نوع آگاهی دکارتی نیست که من انسان ، سوژه باشد و جهان ابژه باشد یعنی ما در پدیدارشناسی آگاهی صرف ( یعنی آگاهی منفک از جهان بیرون نداریم ) لذا هویت من بر ساخته از تمامی هویت های دیگرانی است که من در بازه ی زندگی ام با آنها مواجه شده ام .