نقد و معرفی رمان «آداب دنیا» از «یعقوب یادعلی»
شخصیت پردازی او در مورد کارکترهای داستان خوب صورت گرفته به طوری که در پایان خواننده با بیشتر کارکترهای داستان انس گرفته و همذات پنداری می کند .
داستان در مورد زنی به نام « پروا » است که پس از گذشت سال ها به سراغ « نوید » عاشق دوران نوجوانی اش آمده است ، او در پرس و جوهای خودش به جایی - به مجتمعی - پرت در میان تپه ماهورها و در آن سمت یک نهر می رسد که « دنیا » نام گرفته است . این « دنیا » به دست کسانی ساخته شده است که در طول داستان بسیار مشکوک به نظر می رسند و محوطه ای دارد که با برزنت زرد احاطه شده و کسی به جز « آذر » نامی اجازه ی ورود به آن را ندارد .
داستان به شک و شبهه در مورد سرنوشت « نوید » که به ناگهان از مجتمع « دنیا » رفته و کسی نمی داند به کجا ، و با رفتارها و کردارهای مشکوک ساکنین مجتمع ، کشش خوبی برای دنبال کردن دارد ...
در همان اویل رمان او شخصیت دیگری به نام « رامین » را هم وارد داستان می کند که در واقع او نیز در نوجوانی عاشق « پروا » بوده و سروان نیروی انتظامی خسته و بی زار از کارش است و از « پروا » با کمک گرفتن از او برای جستجو و پیدا کردن « نوید » ، رمان را خواندنی تر کرده است ...
امیدوارم این رمان زیبا از یعقوب یادعلی ، که متاسفانه خیلی زود و در سن 51 سالگی در آمریکا درگذشت را بخوانید ( و یا خوانده باشید ) .