وبـنوش ( حسن ملائی شاعر )

شعر - ادبیات داستانی و نمایشنامه -  فلسفه - سینما - نقاشی - موسیقی

نقد از دیدگاه آرای فوکو بر رمان برتا ایسلا اثر خابیر ماریاس

یکشنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۴
حسن ملائی ( شاعر )

عکس جلد کتاب رمان برتا سلا

نقد از دیدگاه آرای فوکو بر رمان برتا ایسلا اثر خابیر ماریاس

خلاصه‌ای از رمان «برتا ایسلا»:

داستان درباره‌ی زنی به نام برتا ایسلا و همسرش تاماس نئوینسون است. آن‌ها از جوانی عاشق هم هستند و پس از ازدواج زندگی مشترکشان را آغاز می‌کنند، اما تاماس به‌تدریج وارد دنیای جاسوسی و سرویس‌های مخفی بریتانیا می‌شود — دنیایی پر از دروغ، هویت‌های جعلی و غیبت‌های طولانی بدون توضیح. برتا باید با سکوت‌ها و ناپدیدشدن‌های بی‌پایان او کنار بیاید، در حالی که هیچ‌گاه نمی‌داند همسر واقعی‌اش کیست یا چه می‌کند.

مقدمه: قدرت، دانش، و سوژه در نگاه فوکو

میشل فوکو در آثارش (مانند مراقبت و تنبیه و اراده به دانستن) نشان می‌دهد که قدرت نه صرفاً در نهادهای سرکوبگر، بلکه در شبکه‌های دانش و مراقبت پنهان است. قدرت سوژه‌ها را تولید می‌کند، آن‌ها را شکل می‌دهد، و حتی هویت آن‌ها را می‌سازد. این قدرت اغلب نامرئی، پنهان، و درونی‌شده است.

۱. تاماس نئوینسون: سوژه‌ی ساخته‌شده توسط قدرت

تاماس در ابتدا یک فرد معمولی‌ست، اما به‌تدریج وارد دستگاه اطلاعاتی بریتانیا می‌شود. در این لحظه، قدرت او را سوژه‌سازی می‌کند؛ نه فقط از طریق دستور، بلکه از طریق انضباط، راز، و مراقبت نامرئی.

  • او به "ابژه‌ی اطلاعاتی" بدل می‌شود. دیگر اختیار عملش را ندارد، بلکه «می‌بایست» بر اساس ساختارهای قدرت عمل کند.

  • او هویت‌های مختلف به خود می‌گیرد، یعنی دقیقاً همان چیزی که فوکو از سوژه‌زدایی و «ناپایداری هویت» تحت ساختارهای قدرت توصیف می‌کند.

۲. برتا ایسلا: زنی تحت نظارت، بدون نظارتگر

برتا اگر چه ظاهراً خارج از دستگاه قدرت است، اما عملاً درونش است. چرا که بر اساس آرای فوکو « شکل جدیدی از قدرت که نه بر کشتن، بلکه بر زندگی فرمان می‌راند و دولت‌ها بدن‌ها را به‌صورت جمعی مدیریت می‌کنند: از طریق آمار، بهداشت، تولیدمثل، نرخ مرگ و... » .

در اینجا هم برتا در وضعیت «زندانیِ بدون زندانبان» قرار دارد؛ زیرا نمی‌داند چه بر سر شوهرش می‌آید، اما باید مطابق با قواعدی عمل کند که از او چیزی نمی‌پرسد و چیزی به او نمی‌گوید.

  • قدرت در اینجا نه با زور، بلکه با مخفی نگاه داشتن اطلاعات ( و نادانی فرد ) عمل می‌کند.

  • سکوت دولت و غیبت تاماس، باعث می‌شود برتا به‌طور دائمی در وضعیت انتظار و تعلیق باشد — حالتی که فوکو آن را ابزار سلطه‌ی مدرن می‌داند و تمرکز از "تنبیه" فرد به "تنظیم" جمعیت منتقل می‌شود.

۳. دانش و حقیقت: ابزارهای سلطه‌ی نوین

تاماس بخشی از سیستمی‌ست که «حقیقت» تولید می‌کند — اما حقیقتی کنترل‌شده، طبقه‌بندی‌شده، و محرمانه.
این با نظریه‌ی فوکو درباره‌ی «اراده به حقیقت» (will to truth) منطبق است:

حقیقت نه چیزی کشف‌شدنی، بلکه چیزی ساخته‌شدنی است — توسط نهادهایی که قدرت دارند آن را تولید کنند.

  • در رمان، حقیقت در دست دولت است، و «نادانی برتا» بخشی از سازوکار سلطه است.

  • حتی خود تاماس هم قربانی این تولید حقیقت است؛ چون دیگر نمی‌داند کیست، چه می‌داند، و چه نباید بداند.

۴. نظارت و خود-انضباطی (Panopticism)

فوکو معتقد است : جامعه مدرن، یک جامعه‌ی پان‌اپتیک است؛ مبتنی بر خود-نظارتی دائمی. نتیجه: فرد خودش را کنترل می‌کند، حتی وقتی نظارتی در کار نیست. در این رمان هم تاماس در هر لحظه ممکن است تحت نظارت باشد — از طرف سازمان، کشور، و حتی همسرش و مهم‌تر این است که او خودش را زیر نظر دارد: او درونی‌ترین احساسات خود را سانسور می‌کند تا مطابق با «نقش امنیتی»اش رفتار کند.

این دقیقاً همان چیزی است که فوکو در نظریه‌ی پان‌اپتیکن (Panopticon) توصیف می‌کند:

فرد با این تصور که ممکن است تحت نظر باشد، خود را سانسور و کنترل می‌کند — و این کارآمدترین شکل قدرت است.

۵. نتیجه‌گیری: برتا ایسلا و سیاست بدن‌ها و ذهن‌ها

در برتا ایسلا، نه شکنجه‌ای هست، نه زندانی، نه دشمنی آشکار — اما قدرت در ژرف‌ترین لایه‌های روان و هویت شخصیت‌ها نفوذ کرده است.

  • تاماس، سوژه‌ای بی‌هویت و ابزار قدرت.

  • برتا، سوژه‌ای محروم از حقیقت، ساکت، اما در عین حال مقاوم.

  • قدرت، به‌شکل مراقبت، سکوت، و «ناداده‌ها» عمل می‌کند — چیزی که فوکو از آن به عنوان قدرت انضباطی و زیست‌قدرت (biopower) یاد می‌کند.

دوستان